تبليغاتX
انسان - دردسر جدید
از هندوستان تا کانادا
یکی از بهترین دانشگاههای کانادا دانشگاه یو بی سی است!

از اونجایی که وقتی عکسهاش رو تو اینترنت دیدم تقریبا موندم! که این دانشگاست یا باغ ملکه ای چیزیه؟!! تصمیم گرفتم که هرجور شده برم این دانشگاه! امیدوارم که بهم پذیرش بدن! دارم تلاشم رو میکنم! تقریبا نصف مدارکم رو براشون فرستادمفقط مشکل اینجاست که چون لیسانسم رو قبول ندارن میتونم واحدهام رو بهشون ارائه بدم و برم سال آخر لیسانس بشینم!

خلاصه ماجرا اینکه فعلا در حال انجام کارهای پذیرش هستم نتیجه را تا آخر اردیبهشت خبر میدن!  ولی اگر پذیرش ندن ( که میدن! ) اونوقت باید صبر کنم برای ترم بعدیشون اقدام کنم و قبلش هم برم یه سری درس آزاد بخونم تا بلکه بهم پذیرش رو بدن!

 دارم شدیدا کلاس میرم اینقدر کلاس میرم که وقت نمیکنم درسهای سنگین و سختشون رو بخونم! همشون هم در رابطه با رشته خودم است ( البته به جز کلاس زبان ) و عاشق این درسها هستم  و با تمام وجود میرم سر کلاس! هر جلسه هم که تموم میشه غصه میخورم که چقدر زود گذشت! الان هم ناراحتم چون یکی از کلاسام فقط 4 جلسه اش مونده!

یکی از این کلاسایی که میرم یک روز در میونه و هر جلسه اینقدر چیزای جالب یاد میگیرم که ذوق زده میشم و میام خونه میشینم کلی راجع بهشون فکر میکنم! هیچ وقت فکر نمیکردم یه همچین دنیایی هم دور و اطرافم باشه! همیشه دوست داشتم اینجوری چیزا رو هم یاد بگیرم و به نظر خودم تو دنیای کامپیوتری فقط همین مونده بود که بلد نبودم و حالا دیگه به این خواسته ام هم رسیدم! دست بابام درد نکنه که شهریه گرونش رو داد! و از اون شخصی که کلاس رو بهم معرفی کرد هم خیلی خیلی ممنونم

کلاس زبانم هم هفته دیگه تموم میشه و من دلم برای هم کلاسیهایی که نزدیک به 6 ماه باهم بودیم خیلی تنگ میشه تازه اونا ترمهای بعدی رو که از بعد از عید شروع میشه شاید بازم با هم بیان ! ولی من که برای ترم بعدی میخوام شعبه ام رو عوض کنم بعدش هم که دیگه ایران نیستم!


دلم میخواد ورزش کنم! ولی از هیچ ورزشی خیلی خوشم نمیاد که با عشق برم سرش! رفتم کلاس بدنسازی ثبت نام کردم ولی فقط 2 جلسه رفتم چون اینقدر بدم میومد که صبح ها حس بلند شدن به خاطرش رو نداشتم به خاطر کلاسایی که دوست دارم ساعت 6 هم بیدار میشم ها! ولی برای این که 9 بود و 5 دقیقه راه بود بیدار نمیشدم نمیدونم چیکار کنم؟؟

پی نوشت  : به علتهایی پست های قبلیم رو بعد از چند روز پاک میکنم!

پی نوشت 2: این پسر خاله من برداشته مودم ای دی اس ال رو منتقل کرده به زیر زمین که با دوستاش بیان بعضی شبا اینجا! حالا وقت نمیکنه که برای من یه کابل بکشه تا بالا! درنتیجه هروقت میخوام بیام نت باید بیام زیر زمین! یه شوفاژ هست ولی بازم سرده الانم دارم یخ میزنم از سرما! برم بالا دیگه !


+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 23:40  توسط انسان  |