تبليغاتX
انسان - اسکی
از هندوستان تا کانادا
۱- دارم یواش یواش پستهای هندم رو منتقل میکنم به وبلاگ. نزدیک ۳۲۰ تا پست است که تا حالا هنر کردم ۵ تاش رو منتقل کردم! بدترین قسمتش اینه که باید همه عکسهاش رو دوباره آپلود کنم و کار سخت میشه!

۲- این دو سه روز تعطیلی بهم خیلی خوش گذشت. با خانواده رفتیم هتل توچال. تا زانو تو برف بودیم هوا هم خیلی سرد بود. اولین بار بود که شب رو هتل توچال میموندیم و کلی مراحل پزشکی گذروندیم چون گفتن بخاطر کمبود اکسیژن و اختلاف فشار در ارتفاع شبها سخت است و نزدیک بود بابام رو نذارن شب رو بمونه.

هتل توچال

 

هتل توچال

 فقط دو، سه تا اتفاق بد افتاد یکی اینکه من عینک آفتابیم جدیدم رو که خیلی دوستش داشتم و مامانم هدیه تولد برام خریده بود توی کابین جا گذاشتم هرچی هم پرس و جو کردیم پیدا نشد! 

 یکی دیگه اینکه موقع سوار شدن به تله سی ایج دخترعمه ام لیز خورد و چوب اسکیش که دستش بود خورد تو دندونش و دندونش شکست.

اتفاق دیگه اینکه من مجبور شدم بدون عینک اسکی کنم چون عینکم لاستیکش پاره شد و بخار میگرفت و هیچ جا رو نمیدیدم و در نتیجه با دو تا چشم قرمز برگشتم که هنوزم خوب نشده و جاتون خالی مامانم کلی دعوام کرد و گفت ممکن بود کور شم

بعد هم اینکه واقعا شب سختی داشتیم چون هیچ کدوم نتونستیم بخوابیم! البته میگفتن فقط بار اول اینطوری است و دفعه های بعدی تکرار نمیشه! ولی اون شب من خیلی حالم بد بود واقعا!

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 19:42  توسط انسان  |